۷ مطلب در فروردين ۱۳۹۹ ثبت شده است

من پیش از تو

داستان در مورد دختری از خانواده ی معمولی و کم درآمده، که شغلش رو از دست میده و دنبال یه شغل خوب می گرده، بعد می بینه که به یه پرستار برای یه فرد معلول ثروتمند احتیاج دارند و... قشنگه، به نظرم فقط یه داستان عشقی نیست، بلکه توش معنای زندگی هم مورد بحثه، این که ما داریم چه راهی رو میریم و چرا همش درجا می زنیم؟ چندتا تیکه از کتاب:

  ” نمی‌دانستم که موسیقی می‌تواند چیزهایی را در درون انسان باز کند و انسان را به جایی ببرد که حتی آهنگسازش هم تصورش را نمی‌کرده است. “

  ” «مطمئنی چیزی نمی‌خواهی برایت بیاورم عزیزم؟» مامان در کنارم با یک فنجان چای ایستاده بود. هیچ‌چیزی در خانهٔ ما نبود که نشود با یک لیوان چای حل‌وفصلش کرد. “

  ” یک دوست اگر در خودش عشق داشته باشد هنوز هم می‌تواند حس کند که می‌تواند راهش را ادامه دهد. ولی بدون عشق، ممکن است هزاران بار غرق شود. “

+دومین کتابی که از جوجو مویز خوندم(=

++ آهان راستی یه چیزی که درمورد این کتاب و کتاب "دختری که رهایش کردی" یادم رفته بود بگم؛ توی داستان یه جاهایی راوی عوض میشه البته توی من پیش از تو خیلی این اتفاق نمیفته فقط چندبار که بتونیم درک درستی از شخصیت ها داشته باشیم اما توی کتاب دختری که رهایش کردی: بخش اولش کاملا یک راوی داشت ولی توی بخش دوم یه جاهاییش انقدر راوی رو عوض می کرد که اعصاب آدم خورد می شد:/ اینم گفتم که گفته باشم:)

  • ۴ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۱ ]
    • شی‍ ‍فته
    • چهارشنبه ۲۷ فروردين ۹۹

    پنج نفری که در بهشت ملاقات میکنید

    این داستان از مرگ شخصیت اصلی داستان شروع میشه، البته که مرگ خودش یه آغازه، آغاز یه زندگی جدید... با خوندن این کتاب ممکنه نظرتون در مورد زندگی پس از مرگ تغییر کنه. کتاب خوبی بود البته اونقدر برای من کشش زیاد نبود که زود تموم بشه ولی زیبا بود. =) چندتا تیکه از کتاب:

      ” ما آدم‌ها مثل آهن‌ربا هستیم. همان طور که یکدیگر را جذب می‌کنیم، دفع هم می‌کنیم: با حرف‌هایی که می‌زنیم و کارهایی که می‌کنیم. “

      ” عشق از دست رفته می‌تواند عشقی خاموش باشد. عشق همان عشق است، تنها شکل آن عوض می‌شود، همین. تو با جسم معشوقت تماسی نداری. نمی‌توانی به موهایش دست بکشی، لبخندش را دیگر نمی‌بینی، با او غذا نمی‌خوری و با او نمی‌رقصی. اما، وقتی آن حس کم می‌شود، حس دیگری قوی می‌شود. یاد و خاطرهٔ معشوق. خاطرهٔ او همراه توست. با آن زندگی خواهی کرد. نگهش می‌داری و حتی با آن می‌رقصی.

    زندگی پایانی دارد، اما عشق هرگز». “

      ” از دوردست صدای غرش هواپیمایی بلند شد و ادی را بسیار مأیوس کرد. این عذاب درونی هر اسیری است، فاصلهٔ کوتاه میان اسارت و آزادی “

    +کتاب "نفر بعدی که در بهشت ملاقات می کنید" دنباله این رمان محسوب میشه.

    ++راستی نویسنده کتاب میچ آلبومه. من سه شنبه ها با موری رو بیشتر دوست داشتم.

    +++راستشو بگم خیلی کتابش منو نگرفت

  • ۲ پسندیدم
  • نظرات [ ۳ ]
    • شی‍ ‍فته
    • شنبه ۲۳ فروردين ۹۹

    گریزی به سوی کتاب=)

    مرسی از دعوتت هلن جون:))) 

    خب بریم سراغ چالش:

    سه شنبه ها با موری - میچ آلبوم

    این کتاب در واقع داستانش واقعیه . توش هم درباره ی موضوعاتی مثل عشق، خانواده، مرگ و خیلی چیزای دیگه صحبت شده. داستان درباره یه مردیه که توی دوران دانشجویی خیلی آرزو ها داشته ولی الان اصلا به اون آرزوها حتی نزدیک هم نیست و توی شغلش غرق شده. خیلی پیشنهاد میشه:)

    مغازه خودکشی - ژان تولی

    این کتاب یه کمدی سیاهه. داستان توی شهری اتفاق میفته که توش خودکشی و افسردگی چیزهایی عادی و شادی و امید خیلی غیر عادیه. همه افسرده ان به جز یه پسری به اسم آلن که همه چیو با زاویه خوش بینانه می بینه توی یه تیکه از کتاب که مامان پسره داره ازش شکایت میکنه میگه: "اگه یه هواپیما با سیصد تا مسافر سقوط کنه و دویست و نود و هفت نفرشون بمیرن، آلن میگه: اوه مامان دنیا خیلی شگفت انگیزه؛ سه نفر از آسمون افتادن پایین و زنده موندن"

    هر اسمی هم نماد یه شخصیت معروفه که خودکشی کرده مثلا آلن نماد آلن تورینگ مخترع کامپیوتره که خودکشی کرده (درموردش یه فیلم هم ساختن که اسمش متاسفانه یادم نیست) 

    با این که در طول کتاب داستانش جذاب بود ولی آخرشو خیلی دوس نداشتم انگار که کل کتابو با آخرش نابود کرد. 

    کاش کسی جایی منتظرم باشد - آنا گاوالدا

    این اولین کتاب آنا گاوالدا هست که من فکر می کردم یه جور دیگس ولی وقتی خوندم فهمیدم یه سری داستان های جدا از هم توش هست. داستاناش قشنگ بودنا ولی انگار وسطش رها شده بودن و اون قدر برام جالب نبود راستش. البته یه سری تیکه های جالب داشت:

    "من شبیه شخصیت‌های فیلم‌های کمدی هستم: دختری نشسته روی نیمکت با اعلانی روی گردنش به مضمونِ من عشق میخواهم و اشک هایی که چون دو رود از هر گوشه چشمش جاری می‌شود."

    کتاب گریز دلپذیر آنا گاوالدا به نظرم قشنگ تر بودش:)

    هنر ظریف بی خیالی - مارک منسون

    من کتابای روانشناسی و خود شناسی و درس زندگی نمی خونم معمولا چون وسطاش حوصله م سر میره ولی این کتابه خیلی قلمش روون و خودمونی بود و اصلا خسته کننده نبود بلکه خیلی جذاب و جالب بود. البته وقتی کتاب اصلیشو ببینید می فهمید که بیش از حد کتاب روونو خودمونیه و حتی اسمشم یه چیز ناجوریه و وقتی این و فهمیدم چشمام گرد شد چون یه ترجمه بدون سانسورشو دیدم که به معنای واقعی پرام ریخت:| ولی خیلی کتاب خوبیه بخونیدش حتما:) (البته من منظورم نسخه سانسور شدس اگه بدون سانسورشو خوندین به من مربوط نیس) 

    نسکافه با عطر کاهگل - م.آرام

    نمیدونم شاید کتاب خوبی بود ولی اصلا سلیقه من این داستانای آبکی فراموشی و خاطرات بچگیو این چیزا نیست. داستانش درباره مرد پولداریه که وقتی بچه بوده تصادف می کنه و همه چی یادش میره و یه خانواده ی پول دار به فرزند خوندگی قبولش میکنن اونم هی دنبال خاطرات بچگیشه. این کتاب هدیه بود و شاید اگه هدیه نبود من هیچ وقت نمی خوندمش. اصلا پیشنهاد نمی کنم.

    داستان زندگی من - چارلی چاپلین

    این کتاب درباره زندگی چارلی چاپلین از دوره کودکی تا بزرگسالیه و به قلم خود چارلی چاپلین نوشته شده، البته آخراش رو دیگه خود چارلی چاپلین ننوشته و توسط یه نفر دیگه نوشته شده. اونی که من خوندم مال نشر مصدق بود و خیلی خشک ترجمه شده بود جوری که انگار متن هیچ احساسی نداره، داستان زندگی چارلی چاپلین واقعا جذابه ولی نه با این ترجمه مزخرف. اگه خواستین بخونین حتما از یه انتشارات دیگه بخرین( توی نمایشگاه کتاب، انتشارات مصدق روی تمام کتاباش 50 درصد تخفیف گذاشته بود من یهو چشمم خورد به این کتاب و خریدمش ) 

    درون آب - پائولا هاوکینز

    داستان جناییه. در مورد یه زنیه که توی آب غرق شده و درست مشخص نیست که اون خودکشی کرده یا یکی هولش داده توی آب. خیلی جذابه. پیشنهاد خیلی ویژه=) راستی این کتاب هیجان انگیز ترین و پر فروش ترین کتاب سال 2017 هست.

    دعوت میکنم از ماجده، یگانه، نیکا، Ghazal Ahs، یاسمن مجیدی، ح جیمی، ریحون و n̈äs̈ẗr̈n̈ و هرکس دیگه ای که این پست رو می خونه توی این چالش شرکت کنه:) 

    +راستی این کتابا بخشی از کتابهایی که پارسال خوندم...(=

    ++بچه ها یه کیکی چیزی پیشنهاد بدین درست کنم*-* آقا شیرینی هم بگین:))

  • ۳ پسندیدم
  • نظرات [ ۱۲ ]
    • شی‍ ‍فته
    • جمعه ۲۲ فروردين ۹۹

    هانگر گیم

    فیلم هانگر گیمز (بازی های فقر) 2012 و 2013 رو دیشب دیدم. موضوع فیلم اینه که هرسال از هر دوازده منطقه ای که توی کشور پانم قرار داره یه مرد و یه زن 12 تا 18 ساله به عنوان خراج توی یه قرعه کشی انتخاب میشن و به مسابقه ای که اسمش بازی های فقره فرستاده میشن، توی این مسابقه 24 نفرن که از بینشون فقط یه نفر آخرش زنده میمونه و توی ناز و نعمت زندگی میکنه. واقعا جذابه...! خیلی ارزش دیدن داره!!! اگه ندیدید حتما ببینید. چندتا دیالوگ:

    "امید...تنها چیزی که قوی تر از ترسه..."

    "این بدترین شکنجه دنیاس این که صبر کنی بفهمی که هیچ کار از دستت بر نمیاد"

    "چیزی که بیشتر از همه دوسش داری دقیقا همون چیزیه که تو رو نابود می کنه، پس متوقفش کن"

    + این فیلم از روی کتابی نوشته ی سوزان کالینز هست، مثل اینکه کتابش خیلی جذابه!

    ++ فیلم سه قسمته و اگر وقت کردید حتما ببینید:)

    +++ نقش اصلی فیلم اسمش کتنس اوردین با بازی جنیفر لارنس هست که خیلی خوب بازی کرده.

    ++++ شما چه فیلمی میبینید؟ پیشنهاد بدید چندتا:)

    +راستی ترجمه ی هانگر گیمز میتونه عطش مبارزه هم باشه


    بعدا نوشت: یه نکته... آخرین فیلمش به شدت مسخره بود:/ اصلا خیلی قسمت آخرش مزخرف بود:/ قسمت اول و دومش واقعا قشنگ بود این پستم وقتی گذاشتم که فقط یک و دوش رو دیده بودم:/ گفتم بگم که نگید نگفتم:///

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۷ ]
    • شی‍ ‍فته
    • پنجشنبه ۲۱ فروردين ۹۹

    پیش از آن که بمیرم

    Before i fall

    دومین کتابی که توی طاقچه خوندم. در مورد دختری بود که توی یه روز گیر کرده، اولش فکر کردم که خیلی مسخره است ولی خیلی جالب بود و من واقعا دوسش داشتم. اگه فرصت کردین حتما بخونینش. اینم چندتا از تیکه از کتاب:

      ” چقدر آدم‌ها عجیبن. می‌تونین هر روز اونا رو ببینین می‌تونین فکر کنین اونا رو می‌شناسین و بعد متوجه می‌شین که اصلاً شناختی ازشون ندارین. “

      ” یکی از چیزایی که اون‌روز صبح یاد گرفتم این بود: اگه از خطی عبور کنین و اتفاقی نیفته، اون خط معناشو از دست می‌ده. مثل اون معما در مورد یه درخت قدیمی که توی یه جنگل زمین می‌افته و این‌که اگه کسی نباشه که این صدا رو بشنوه، باز هم صدایی تولید کرده؟ “

      ” یه لحظات خاصی تا ابد طول می‌کشن. حتا بعد از این‌که تموم می‌شن ادامه دارن، حتا بعد از این‌که مُردین و دفن شدین، اون لحظات هنوز دووم می‌آرن، رو به عقب و جلو، به‌سمت بی‌نهایت. اونا هم‌زمان همه‌چیز و همه‌جا هستن.

    اونا معنابخشن. “

     

    از روی این کتاب فیلم هم ساختن و فیلمش هم واقعا زیبا و فوق العاده س:))

  • ۸ پسندیدم
  • نظرات [ ۶ ]
    • شی‍ ‍فته
    • دوشنبه ۱۸ فروردين ۹۹

    دختری که رهایش کردی

    بالاخره خوندن کتاب "دختری که رهایش کردی" تموم شد، من خودم به شخصه کتاب رو دوست داشتم،‌از طریق طاقچه خوندمش، به نظر من داستانش خیلی زیبا بود و بریده های فوق العاده ای هم داره که چندتاش رو اینجا میذارم براتون:)

      ” «انجام کار اشتباه فقط برای اولین‌بار سخته، بعدش دیگه عادی می‌شه.» “

      ” «همیشه فکر می‌کنم توانایی پول درآوردن برای امرار معاش از طریق انجام کاری که آدم دوست داره و دلش می‌خواد، می‌تونه بزرگ‌ترین هدیه‌ی زندگی به آدم باشه.»“

      ” «این چی بهت یاد داد آقای مک‌کافرتی؟ بهت یاد داد که تو زندگی چیزای مهم‌تر از برنده‌شدن هم هست.» “

      ” این داستان زندگی ما بود: سرکشی‌های ناچیز، پیروزی‌های کوچیک، شانسی کوتاه برای نیشخند‌زدن به اشغالگران حاضر در شهر، کشتی شناورِ امید در طوفانی از ترس و تباهی و تردید. “

    + عکسی گذاشتم، کتابیه که خوندم ، سانسوراش زیاد بود، بهتره یه ترجمه کم سانسورتر پیدا کنین:)

    ++ همین الان متوجه شدم که کتاب"ماه عسل در پاریس" قبل از این کتابه و بهم مرتبطن :/ چرا باید بعد از تموم شدن کتاب "دختری که.." می فهمیدم:( اه

  • ۷ پسندیدم
  • نظرات [ ۳ ]
    • شی‍ ‍فته
    • پنجشنبه ۱۴ فروردين ۹۹

    از کجا شروع کنم؟

     

    سلام، خوب قبلا چندتا وبلاگ داشتم ولی الان که دارم این وبلاگ رو شروع میکنم، احساس بچه ای رو دارم که توی جمع بزرگترا به سختی میتونه اظهار نظر کنه. اما واقعا جالبه که آدم حتی زمانی که داره یه کار تکراری رو انجام میده، اونو طوری انجام بده که انگار اولین باره، این  طوری هرروز خودشو به چالش میکشه و هر بار اون کار به طرز معجزه آسایی براش جذاب میشه! 

    البته که تجربیات باقی میمونن، بعد از انجام یه کار شاید دفعه دوم محتاط تر میشی، و دفعه سوم بیشتر، و به مرور اونقدر محتاط میشی که شاید دیگه نتونی کاری انجام بدی... نمی خواستم حرف ناامید کننده ای بزنم، فقط می خواستم بگم که هر اتفاقی، هررر اتفاقی جاش باقی میمونه، توی قلب یا زندگی افراد،  برای همینه که ما آدما باید بیشتر حواسمون باشه که چیکار میکنیم...!

  • ۵ پسندیدم
  • نظرات [ ۷ ]
    • شی‍ ‍فته
    • شنبه ۹ فروردين ۹۹
    موضوعات